خرید بک لینک

[1]

طرح مساله

مدت طولانيست كه دنياي شرق متوجه عقب ماندگي وفاصله خود ازغرب شده است. نميتوان تاريخ دقيقي براي اين خودآگاهي جوامع شرق تعيين نمود.اما مي توان انقلاب صنعتي وتوسعه كشاورزي درغرب[اوايل قرن نوزده]را نقطه يقين،معياروسنجه مطمئن درتفاوت ايجاد شده بين جوامع شرق وغرب ودر نهايت خودآگاهي گفته شده دانست. دراوايل قرن بيستم، تقريباً همه پرده هاي ابهام آميزوناروشني هاي مربوط به فاصله دو جهان شرق وغرب برون افكنده شده بود. واقعه مهم جنگ جهاني اول نيز براين فاصله صحه كامل گذاشت. چراكه جنگ در واقع بين ملل توسعه يافته بود.ملل توسعه نيافته تنها درگرد و غبارجنگ سهيم بودند وعجباكه زيان اينها از جنگ كمترازدرگيرشدگان واقعي نبود.لذا خيلي زودترازذكام غرب،دچارسينه پهلوشدند.دركشورهاي توسعه يافته صنعت بزرگ جاي صنعت كارگاهي نشست وكشاورزي دهقاني نيزگام به گام درصحنه روزگارمحوگرديد وجايش را به كشاورزي مدرن و صنعتي داد.

بعدازجنگ،كشورهاي شرقي به عقب ماندگي خود وقوف وآگاهي كامل يافتند لذا به تدريج جهت گيري ها دراين زمينه نمايان گرديد.يكي ازخصلت عام اين جهت گيري وبرخورد با پديده عقب ماندگي در اين كشورها، دست پاچگي واضطرابي بود كه ازناتواني در تطبيق ،هماهنگ و عملي كردن تئوريهاي توسعه[ارائه شده توسط آموزگاران تمدن جديد بازباني متفاوت] وساختارها وشيوه هاي توليد به غايت درهم تنيده و متفاوت با غرب ناشي ميشد.لذا شيوه ها و رويه هاي اتخاذ شده دربرخورد با پديده عقب ماندگي نيزميتوانست به اندازه تعداد كشورها متنوع باشد.دركليت، سه دسته گرايش درخصوص رفع عقب ماندگي ازسوي ملت هاي شرق قابل تفكيك بود ؛

الف) برخي ازكشورها به دامن پديده اي نارس وناكجاآبادي بنام سوسياليسم لغزيدند.غافل از اينكه جامعه حال حاضرآنها درپي الغاي شيوه توليد سهم بري و تحقق اقتصاد دهقاني بود ونه در پي الغاي شيوه توليدسرمايه داري و تحقق نظام سوسياليسم. لذا پس ازمدتي همانند سرنوشت ميوه هاي كال ونارس چيزي كه دردستشان مانده بود ميوه اي پلاسيده بود.آنها بطور اجتناب ناپذيري درصدد توسعه شيوه توليد سرمايه داري برآمدند.

ب) برخي ديگرمانند رژيم پهلوي(محمد رضا شاه)با تكيه برپول نفت وهمچنين با تاكيد برمفاهيم ناسيوناليسم ايراني، بلندپروازي وبي احتياطي را به چنان حدي رساندكه حتي به مذاق اربابان وآموزگاران تمدن جديد نيزخوش نيامد و درنهايت دربرابرتضادهاي ناشي ازتطبيق تئوريهاي توسعه با شرايط پيچيده ايران درسپيده دم شب اول ره صدساله همچو طاووس خوش رنگ و زيبا چند صباحي جلوه نيافت لذا تاب نياورد وسرنگون گرديد.

ج)انقلاب 57 ايران نيزدرماهيت، اعتراضي بود به برنامه هاي شاه دربرخورد با عقب ماندگي گفته شده.علاوه براضطراب و پريشاني حاصل ازهماهنگي تئوريهاي توسعه با شرايط ايران،خود انقلاب و شعارهاي آن مبني براستقلال اقتصادي،جنگ، ناتواني درتوسعه صنايع وضعف درحوزه عام تمدني [توسعه روستاها بجاي توسعه شهرها]گسترش نسنجيده كشاورزي [درسطح]درقالب سياست خودكفايي بدون توجه به طرفيت هاي واقعي وآثارزيست محيطي آن ،همانند آتش زيرخاكستر،ازتخريب محيط زيست سر برآورد.

هرسه اين گرايش ها انحراف و اقدامي كج كاركردي در برابرمعاني توسعه بود.جنبه هاي ابهام آميزمفهوم «توسعه» براي كشورهاي درحال توسعه ،همواره بيش ازجنبه هاي شفاف آن بوده است. بنابراين گرچه دفتربه سررسيد اما به واقع حكايت همچنان باقيست.عليرغم تلاش هاي سنجيده و ناسنجيده بيشتركشورهاي درحال توسعه وازجمله ايران، درحفظ تعادل بين توليد ومحيط زيست هنوزدرآغاز راه است. به قول ابن يمين؛سالهاكشتي بخشكي رانده ام دربحرعشق- نيست امكان برون رفتن زگردابم هنوز.اي بسا مسيرهاي انحرافي زيادي نيز طي شده و نمره هاي منفي زيادي گرفته شده است.

به راستي چه سرنوشتي براي آينده جوامع شرق، ازجمله؛ ايران ،درخصوص توسعه و بهره برداري مطلوب و مناسب ازسرزمين درعرصه هاي مختلف اقتصادي بويژه كشاورزي قابل تصوراست؟دراين نوشته سعي ميشود با توجه به مشكلات مربوط به كشاورزي ايران مساله "طرح نكاشت" مورد ارزيابي قرارگيرد.

[2]

پيشينه بحث

طرح نكاشت محصولات كشاورزي اول باردرارتباط با اراضي كشاورزي حوزه درياچه اروميه مطرح گرديد.درمدت كمي كه ازاين پيشنهاد ميگذرد، انتقادها و جهت گيري هاي زيادي در قالب موافقت و مخالفت بااين پيشنهاد ارائه شده است. دربين انتقادها و نگراني ها يك جهت گيري بسيارمشهود ودرخورتوجه است: برخي ها تصور مي كنند، طرح نكاشت يعني تعطيلي كشاورزي.اين جهت گيري تا حدي است كه طرح نكاشت بعنوان «خيانت» به كشوروكشاورزي قلمداد مي شود.اينان تصورميكنند؛ در صورت اجراي طرح نكاشت، روستاها خالي ومسكن گرگ ها خواهد بود همه ايام جمعه گرديده و دهقانان وكشاورزان بيل هاي خود را زمين خواهندگذاشت وراهي تهران خواهندشد.! درتهران هم نه جاي خواب است و نه كار! لذا ممكن است به خيابانها بريزند ودرد سرايجادكنند.!

براي پرهيزازتداخل مباحث و اطاله كلام، ازآوردن انتقاد و نقدهاي بعمل آمده به طرح نكاشت [عليرغم اهميت آن]خودداري مي نمايم. دراين يادداشت نظرم را درارتباط با "طرح نكاشت" به همراه يك پيشنهاد عملي ارائه خواهم كرد.

[3]

اهميت تاريخي طرح نكاشت

همانطوريكه گفته شد، برداشت هاي ناقص ازمفهوم توسعه به همراه شعارهاي انقلاب و ارزش دهي ايدئولوژيك وبيش ازحدِظرفيت به مساله كشاورزي درراستاي تحقق استقلال اقتصادي در بهره برداري اززمين ،منجربه تخريب محيط زيست وبحران هاي عديده دراين زمينه شده است.ميل سركش به توسعه و فشار ناشي ازناآگاهي وتعجيل دربه اصطلاح توسعه و مهمترازهمه، پرداختن به الگوهاي غيرمترقي درارتباط با توسعه و اتخاذ سياست هاي پوپوليستي دركشاورزي وتلاش براي جلوگيري ازمهاجرت روستاييان به شهرها نتايجي را بارآورده كه اينك دست به گريبان محيط زيست و سرنوشت نسل آينده شده است.

اين فرايند، واقعيت آشكار بوده و ناديده گرفتن ويا روگرداني ازآن، نه يك سهل انگاري بلكه «خيانت» خواهد بود. دراين مقطع تاريخي دوسناريو قابل تعقيب است:

الف)ادامه سياست موجود يعني فشارمضاعف برزمين به منظورتوليد بيشترمحصولات كشاورزي؛ب)اتخاذ سياست معقول و علمي درچهارچوب قواعد متعارف كشاورزي وباملاحظات اقتصادي و زيست محيط.

بدون ترديد سناريوي اول جايي را براي دفاع باقي نگذاشته وتداوم آن موجب فشارمضاعف برزمين ومنابع آبي وتهديد نسل هاي آينده خواهد بود. طرح نكاشت نه تنها خيانت نيست بلكه ازجنبه تاريخي اقدامي موثر ومفيد درراستاي "اعاده حيثيت از زمين"و منابع ملي شلاق خورده ناشي از بي توجهي ها است. اهميت تاريخي اين طرح عبارتست از؛ قبول آگاهانه وجوانمردانه اشتباهات گذشته و بهره گيري ازاين خطا درمسيرسياست هاي كشاورزي معقول و علمي.

ازطريق طرح نكاشت، صيانت از منايع ملي، بعنوان بسترحيات جامعه وحقوق تاريخي نسل ها ممكن ميشود. همواره، اصل"سرزمين" است.درنبود سرزمين ويا ازشكل افتادگي آن،توليد چندتن گندم يا يونجه به شكل ناپايدارفايده و ارزشي ندارد؟

[4]

بررسي يك پيشنهاد

محتواي پيشنهاد عبارتست از؛ تفكيك حوزه معيشتي و تجاري واحد كشاورزي واعمال محدوديت كشت در حوزه تجاري .

نكته اي كه متاسفانه درارتباط با كشاورزي ايران كمتر بدان توجه ميشودساختاركشاورزي ايران است. دراثراين بي توجهي واست كه ازسياست هاي كشاورزي نتايج مفيدي حاصل نمي شود.ساخت كشاورزي ايران همچنان دهقاني است. بويژه درمناطق كم آب. بنابراين بين كم آبي وغلضت توليد دهقاني رابطه وجود دارد. بدين معنا كه هرچه اراضي از نوع درجه پايين(دو،سه وچهار)باشد،مشكلات آبي زيادي دارند واين مناطق بيشتردهقان نشين هستند.برعكس،مناطق آبادتربا اراضي درجه يك، داراي مشكلات كمتري درخصوص آب هستند.

منظورازتوليد دهقاني، يك فضاي كسب وكاردربخش كشاورزي است كه هدف دهقان وكشاورزازتوليد ،برآوردن نياز مصرفي خانوار و فروش[تواماً] است. به عبارت ديگر،بخشي ازامكانات حوزه توليد دهقان، معطوف برآوردن نيازهاي مصرفي است وبخشي ديگرنيزمعطوف برآوردن نياز مبادلاتي و فروش.آن قسمت ازامكانات توليدكه معطوف به مصرف ومعيشت كشاورزان ميشود بعنوان حق حيات برايشان محفوط است.اماآن قسمت ازامكانات توليدكه معطوف به بازار وفروش محصولات[بعنوان مازاد] است، با توجه به قانون خريدهاي تضميني كه بطورانحصاري توسط دولت انجام ميگيرد، ازحقوق و اختيارات دولت محسوب ميشود. حدود 2 دهه است كه تكليف مازاد توليدكشاورزان توسط دولت تعيين ميشود. لذا دولت مي تواند ازخريد مازاد توليدآن عده ازدهقانان وكشاورزاني كه با مشكل جدي آب ودرعين حال باكارايي بسيارپاييني مواجه هستند،صرف نظركند وبه منابع وسرنوشت تاريخي كشوربيانديشد. بارمالي اين تصميم درمقايسه با هزينه هاي احيايي ومواجهه با بحران هاي ايجادشده بسيارپايين خواهد بود. مضافاً اينكه حركتي ايجابي، فعالانه و مثبت دركشاورزي وجامعه كشاورزي به حساب مي آيد. بااين اقدام[حداكثر] حدود 350 هزار واحد بهره برداري(حدود 10 درصد توليدكنندگان روستايي)با اراضي به وسعت حدود 350 هزارهكتار[عمدتاً اراضي درجه پايين]ازچرخه توليدغيراقتصادي ودرعين حال تخريبي كنارخواهند ماند .به عبارت گوياتر،فرصت استراحت وتنفس خواهنديافت. بافرض گندم كاربودن همه بهره برداران مورد بحث،حدود900هزارتن كسري توليدگندم خواهيم داشت. مجموع ارزش سالانه اين مقدارگندم باقيمت تضميني 1200تومان،حدود هزارميليارد تومان خواهد شد. استراحت وتنفس دريك بازي ويا نقش اجتماعي به هيچ وجه به معناي تعطيلي نيست. هروقت موانع برداشته شد بازي كماكان ادامه خواهد يافت.ازپس ظلمت بسي خورشيدهاست.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۵ساعت 12:48  توسط كاووس واضحي |

برچسب: نویسنده: نوید ایمانی تاريخ: دوشنبه 8 آبان 1396 ساعت: 12:36

صفحه بندی