آنزمان كه مرکانتلیستها/سوداگرانِ مُصر بر خودكفايي درسدههای هفدهم و هجدهم میلادی با استحكام پايه هاي اقتصاد سرمايه داري و غلبه انديشه هاي اقتصاددانان کلاسیک، همچون "ديويد ریکاردو" و نظریههای تجارت جهاني مزیت نسبی و مطلق [بعنوان پايه هاي نظام سرمايه داري و لیبرالیسم اقتصادی] بر بستر مرگ نظري فرو مي غلطيدند، هرگز فكر نمي كردند، سه قرن بعد، درگوشه ديگري از جهان، وارثاني خواهند داشت كه روحشان را شاد كنند. خودکفایی گندم در ايران به سالهای اول انقلاب برميگردد. با عنايت به شعار استقلال اقتصادي انقلاب،خودکفایی نیز همواره بهعنوان یکی از پايه ها و بنيادهاي آن مورد توجه قرارگرفت و مفهومی همزاد و همراه انقلاب شد. در راستاي مقابله با تمايلات هميشگي غرب در وابستهکردن کشورهای در حال توسعه[بويژه در دوران اوليه انقلاب] نمي توانستيم و هنوزهم نمي توانيم به سادگي از مفهوم خودکفایی بگذريم و بي تفاوت باشيم. اما این خودکفایی [دست كم از ديد نگارنده] دو مرز معین و به اصطلاح خطر قرمز دارد :"امكان پذيري" و"بها".آيا كشاورزي ايران داراي ظرفيت لازم براي تحقق خودكفايي بطور پايدار درگندم و ديگر محصولات استراتژيك هست ؟ هزينه و بهاي اين خودكفايي چيست؟ اگر چنانچه شرايط براي تحقق خودكفايي وجود نداشته باشد ،اصرار برآن، فرسايشي، اتلاف منابع و زيانبار خواهد بود.
برچسب:
نویسنده: نوید ایمانی