خرید بک لینک

راه هاي نامتعارف در حل مساله آب

کاووس واضحی[پژوهشگر و نويسنده كتاب اقتصاد سياسي ايران]

[1]

شاید ارائه لیست بلند و شمارش مصاديق متعدد ازتخریب محیط زیست ناشي از مساله آب در ایران، اتلاف وقت باشد.آمارها و شواهد نشان ميدهد كه ایران، پيشتر از اينها از خط قرمز مسایل زیست محیطی وآب عبورکرده است. این حقیقت در باور فعالان زیست محیطی، پژوهشگران وحتی دولتمردان دیر باور، به روشنی صبح است. البته كساني هستند، خنده بر لب، امور را عادي قلمداد مي نمايند و نويد 300ميليون تن محصول كشاورزي را دركشور مي دهند! شايد اينان هنوز خبرناگوار را نشنيده اند!: خالي شدن سفره هاي زيرزميني و فرونشست زمين، ريزگردها ، فرسايش خاك، خشکیدن دریاچه ها، تالاب ها و رود خانه ها،آلودگي هاي ناشي از پسماندها و زباله ها، خشكيدن جنگل هاي بلوط زاگرس، انقراض گونه هاي جانوري نادر، تنش آبي درحدود 300شهر و توزيع آب با تانكر در روستاها و... خبرهايي نيستند كه به گوش ها نرسد.

موانع ایران براي حل مساله آب چيست؟ آمادگی و توان ايران[از جنبه ذهني و عيني] برای رفع "متعارف" چالش هاي موجود در چه حدي است؟آیا خواهیم توانست مساله را بطور متعارف حل نماییم یا اینکه همواره در پی اجرای برنامه های نامتعارف خواهیم بود؟ روندهاي " ناسازگار" [تاريخي] براي حل اين چالش ها كدامند؟ و درنهايت اينكه تجربه اروپا در اين زمينه چه بوده و چه آموزه هايي براي ما دارد؟ اينها سوالهايي هستندكه در ارتباط با محیط زیست و مساله آب همواره برای نگارنده مطرح بوده و بدون شک برای ناظران، پژوهشگران و دست اندركاران محيط زيست وآب و همچنين عموم مردم نیز مطرح می باشد: این یادداشت با هدف پاسخگویی به پرسش های ياد شده تهیه شده و امیدوارم با تلاشی که خواهم نمود، به مقصود نزدیک گردد.

[2]

در ابتداي دوره مدرن، اروپا پس از چالش هاي زیست محيطي و فراز و نشيب هاي فراواني به بازسازي محيط زيست به مثابه يكي از مطالبات و نيازهاي جامعه بورژu200dوايي[بطور متعارف] اقدام نمود. ذكراين نكته برای خوانندگان عزیز ضروريست كه هدف از مرور تجربه اروپا، نه به اين معناست كه مساله محيط زيست درآن قاره كاملاً حل شده و نه به این معناكه راه اروپا بطور حتم كامل ترين راه هاست . ارزش مرور تجربه اروپا [حداقل دراين يادداشت] اين است كه از آن الهام گرفته و درتحليل وضعيت ايران بهره جوييم.

اروپا، همزمان با درک شرایط و خودآگاهی در زمینه حفاظت از محيط زيست، دارای سه روند سازگارتاريخي به شرح زير بود :

اول؛ دولت متعارف سرمایه داری؛

دوم؛ توسعه شيوه هاي توليدكشاورزي

سوم ؛ امكان استفاده از اراضي كشورهاي تحت سلطه

اولين روند سازگار براي حفاظت از محيط زيست در اروپا، وجود دولت هاي متعارف سرمايه داري بود. دولت متعارف سرمایه داری، دولتی است که در ماهيت، کارکرد عادی وغير بحراني داشته و از جنبه هاي؛ ارضي، ملي، زنان، اقوام، اقليت ها، حقوق بشر، سياست هاي بنيادي اقتصادي، ساخت و سازهای شهری وحفاظت از محیط زیست داراي روند عادی است.

دومين روند سازگار در زمينه حل معضلات زيست محيطي و تخريب ها، اين بودكه اروپا در اين دوران داراي كشاورزي توسعه يافته و متكي بر علوم و فنون زراعي ، باغي و دامي و درعين حال بي نياز ازآب بود.به موجب اين فرايند فشاركمتري به منابع وارد ميگشت وكشاورزي ماهيتاً به سمت پايداري در حركت بود .

روند سازگارديگر درگام اول عبارت بود از: اشغال اراضي كشاورزي كشورهاي وابسته. بعنوان مثال تصاحب حدود سه ميليون هكتار از حاصلخیزترین زمین هاي الجزاير در سال 1954 توسط فرانسويها، تصاحب حدود ۷۶۰ هزار هکتار از بهترین زمین هاي كشور تونس(حدود يك پنجم اراضي كشور) در سال ۱۹۵۰ و بيش از يك ميليون هكتار اراضي كشاورزي مراكش توسط ساكنان اروپايي و شرکت های وابسته و... [کتاب بیداری آفریقا، ص ۸ - ۹]. ودرگام دوم ؛ اعمال برنامه"تقسيم كارجهاني" وتحميل اقتصاد تك محصولي به كشورهاي تحت سلطه به منظور انتقال ثروت و منابع طبيعي ملل وابسته به اروپا وکاهش فشار بر زمين.

[3]

تفاوت در ساختار فئوداليسم [ارباب رعيتي بعنوان شكل فئوداليسم واقعاً موجود] دركشورهاي شرق از جمله ايران، شيوه توليد سرمايه داري ناموزوني را براي اين كشورها به ارث گذاشته است. شرق براي تكامل تاريخي و استقرار شيوه توليد سرمايه داري [به دليل پيچيدگيهاي مربوط به دوران گذار از فئوداليسم وكاه و پوشال آن يعني اقتصاد دهقاني] راه طولاني نياز داشته است. برهمين مبنا، سرمايه داري درعصرحاضردر اين كشورها بدقواره و بد شكل بوده و عمدتاً در جريان كاركرد عادي جامعه «ناكارا»، «ناتمام»و«غيرمتعارف» عمل مي نمايد. اين نامتعارف بودن در همه زمينه ها بطوريكسان مشاهده ميشود. نظام درحفاظت از محيط زيست به همان ميزان ناكارا عمل مي نمايدكه در مساله زنان ،اقوام ،اقليت ها ،آزادي هاي مدني و...

ما علاوه بر اينكه از روندهاي سازگار[همانند اروپا] برخوردار نيستم، در برنامه هاي مرتبط با آب با سربارهاي سنگيني نيز مواجه ايم: دركشاورزي با سربار "خودكفايي"، در صنعت با سربار"جانمايي ناصحيح" و در شرب آب با سربار "اسراف".

در شرايط جمعيت پرشمار روستايي(با ميانگين حدود 4 هكتار،اعم ازآبي وديم)، شيوه توليد دهقاني بغايت فرسوده و لب پرتگاه وباكمبود شديد آب، پافشاري بر خودكفايي يكي از نامتعارف ترين رفتارهاي دولت هاي بعد از انقلاب است. نتايج اين اقدام نامتعارف تا حدي زيانبار بوده كه به زعم خود دست اندركاران، كشور با خطر تاريخي جدي روبروست .كشاورزي در اوايل انقلاب بعنوان محور توسعه و استقلال اقتصادي و اكنون نيز بعنوان خودكفايي وآبرو داري براي حفظ رشد مثبت و بالانس کردن آن در اقتصاد[در غياب رشد مثبت صنعت و خدمات] بی اندازه تحت فشار است.

نياز به گفتن ندارد كه ايران به مانند تجربه اروپا امكان استفاده ازكشاورزي ديگر كشورها را ندارد. گسترش كشاورزي تازه مطرح شده"فرا سرزميني"،آن اندازه اي نيست كه بشود ازآن بعنوان بديلي براي استراحت اراضي داخلي نام برد. اين طرح فعلاً درمرحله اولیه و حول بروكراسي ابتدايي ميچرخد.

توسعه نيافتگي كشاورزي و وجود توده عظيم روستايي تحت عنوان دهقان-كشاورز با شيوه هاي توليد بغايت سنتي و عقب مانده و حاشيه هاي فراوان درزندگي اجتماعي ،فرسودگي و اضمحلال تدريجي در برابر اقتصاد جهاني، تحريم ها و سياست هاي نادرست و نامتعارف بدون تغييرات گسترده درشيوه هاي توليد علاوه برتشديد فشارها برمنابع ارضي وكشاورزي ايران ، به دلیل عقب ماندگيهاي مربوط به تكنولوژي، كود، بذر، سم، دانش فنی، زه كشي و...] بیش از پیش به آب وابسته شده است.

بطور خلاصه ما براي حل معضلات زيست محيطي وآب با روندهاي ناسازگار متعددي روبرو هستیم .آن شرايط و دلایلی كه موجب تاسيس سدها گرديد، مانند: الزامات توسعه اي، افزايش محصول كشاورزي ، خودكفايي و دولت نامتعارف ، هنوز [بعنوان آتش زيرخاكستر] برای اجرای برنامه نامتعارف دیگر وجود دارند.

بررسي دو نمونه از اقدامات نامتعارف درچند سال اخیر ما را از خطرات اين اقدامات آگاه می سازد: اولی؛ مسکن مهر و دومی؛ ستاد احياي درياچه اروميه.مسکن مهر با توجه به اعتباری که صرف آن شد می توانست بطور متعارف درساختار شهرها در مسير بازسازی شهرها به اجرا درآید. در صورتیکه با جانمایی ناصحیح برگرفته از افکار نامتعارف و پوپولیستی[نا تمام و نا اکمل] به اتمام نرسیده تبدیل به یک زائده سرگردان مابين روستا و شهر و بي هويت از جنبه كاركردي گردید.

تشکیل ستاد احیای دریاچه ارومیه نیز از دید نگارنده اقدامی نامتعارف در نوع خود بود. درياچه اي كه داراي متولي مشخص ،مسئول و قانونمندي بنام سازمان حفاظت محيط زيست است، چه نيازي به تشكيلات جديد دارد؟ هم فرض؛ ضعيف و ناتوان بودن سازمان حفاظت محيط زيست براي اجرا و هم پيش فرض؛ هماهنگي درستاد احياي درياچه اروميه نابجا و نامتعارف بوده است. برگرداندن توانايي به سازمان محيط زيست و پرهيز از ايجاد سازمان جديد [با توجه به كارايي ضعيف دولت]اقدام متعارف است.

با کمتر از 20هزار میلیارد تومان ،چند بخشنامه ،تفویض اختیار و... میشد نتایج بهتري گرفت. زمانیکه که نمی توانیم صرفه جویی در مصرف آب را اعمال نماییم و حداقل 20درصد از اراضی حوزه درياچه را به حرمت تمدن ایران و حفظ آبرو از زیرکشت خارج نماییم ، این ستاد با 12 وزیر و 20 هزار میلیارد تومان بودجه و ... [به دلیل نامتعارف بودن]کاری از پیش نخواهد برد و کلاف را بیشتر سردرگم خواهد کرد. هماهنگی بین ستاد و سازمان های مرتبط نیازمند یک مجمع تشخص محلی است. بعلاوه اینکه آیا مي توانیم دو فرداي ديگر براي تالاب انزلي و يا درياچه بختگان و صدها مورد از اين دست ستاد تشكيل دهيم؟

همانگونه که گفته شد، ما با شرایط و عوامل ناسازگار متعددی در ارتباط با حل مساله آب مواجه هستیم. لذا با توجه به عوامل و موانع یاد شده به نظر می رسد ایران به سمت اقدامات نامتعارف گرایش خواهد داشت. يا مجبور خواهد بود نسبت به انتقال گسترده آب اقدام نمايد يا اينكه به دريا بزند و به شيرين كردن آب بينديشد.كه البته هردو راهي نامتعارف خواهد بود. اولي [بنابر نظركارشناسان مستقل و صاحب راي]پرخطر و دومي نيز خطير از نظر توجيه اقتصادي. راه های متعارف برای حل مساله آب عبارتند از: اجراي برنامه صرفه جویی در مصرف آب شرب، اصلاح قيمت آب، بازسازی شبکه ها و خطوط انتقال آب شهری وکشاورزی، كاهش سطح زیرکشت و اجرای طرح نکاشت (نه به معناي تعطيلي كشاورزي بلكه با حفظ حق حیات وتامین آب برای بخش معیشت بهره برداران) و ....

برچسب: نامتعارف, نویسنده: نوید ایمانی تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 20:50

صفحه بندی